تبليغاتX
غریب

دو ویژگی مهم در عصر ظهور

دو چیز در زمان ظهور حضرت مهدی "عج" در جامعه واقع می شود که می توان گفت زمینه ساز گسترش عدالت در جامعه می شود.

اول : ارتقاع سطح علمی بطوری که قابل مقایسه با قبل از ظهور نخواهد بود زیرا طبق روایتی که از امام صادق "ع" نقل شده(کفایه الموحدین:ج2،ص880) می فرماید : علم بیست و هفت حرف است و تمامی علومی را که بوسیله پیامبران انتشار یافته نتیجه دو حرف از آن 27 حرف است وقتی که حضرت قائم قیام می کند آن 25 حرف دیگر را منتشر می سازد.

دوم : رشد عقل انسان ها است، امام باقر "ع" (کمال الدین ج2باب58حدیث22) می فرماید : زمانی که قائم ما قیام نماید دست مبارک خود را بر سرمردم می گذارد و عقول آن ها بر سر ایشان جمع و نیروی فکر و تعقل آنان کامل می گردد.

در جامعه ای که عقل و علم حکمفرماست و فرهنگ حاکم، فرهنگ علمی و عقلائی است قهرا اخلاق نیکو، مهر و محبت ورزیدن به یکدیگر، رعایت قانون، شوق به عبودیت و بندگی خدا، حکمفرما خواهد شد در واقع گسترش عدالت در جامعه بطور جبر و فشار نیست بلکه زمینه های گسترش عدالت در جامعه فراهم می آید، در جامعه ای که شاخصه آن دانش و بینش بوده باشد کجا پرونده های جنایی و حقوقی متراکم خواهد شد و در جامعه ای که عقول افراد آن رشد یافته جائی برای گسترش فساد و ظلم و تعدی باقی نمی ماند.

(بر گرفته از کتاب دوازده گفتار درباره دوازدهمین حجت خدا"عج")

حالا این سوال پیش می آید که : چون زمانی که حضرت حجت "عج" ظهور می کنند عقول و علوم کامل می شود و عدالت سرتاسر دنیا حکمفرما خواهد شد اکنون باید دست روی دست بگذاریم و سراغ علم و همچنین به سمت برقراری عدالت و حکومت اسلامی نرویم ؟!!

آیا عقل سلیم این را می پسندد که ما خود را و سرای خود را برای میهمان عزیزی که در راه داریم مهیا نکنیم به امیدی که او می آید و همه چیز را به جای خود قرار می دهد ؟!!

پاسخ این سوالات را برای روشن شدن راه خودتان پیدا کنید.  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم تیر 1389ساعت 18:21  توسط فرزند زهرا(س)  | 

                                                                                      

خبر از ظهور و سیستم حکومتی حضرت مهدی "عج"

او (حضرت مهدی "عج")خواسته ها را تابع هدایت وحی می کند، هنگامی که مردم هدایت را تابع هوس های خویش قرار می دهند، در حالی که به نام تفسیر نظریه های گوناگون خود را بر قرآن تحمیل می کنند، او نظریه ها و اندیشه ها را تابع قرآن می سازد .

در آینده آتش جنگ میان شما افروخته می گردد و چنگ و دندان نشان می دهد با پستان هایی پر شیر که مکیدن آن شیرین اما پایانی تلخ و زهر آگین دارد به سوی شما می آید. آگاه باشید!

فردایی که شما را از آن هیچ شناختی نیست زمامداری حاکمیت پیدا می کند که غیر از خاندان حکومت های امروزی است (حضرت مهدی "عج") عمال و کارگزاران حکومتها را بر اعمال بدشان کیفر خواهد داد، زمین میوه های دل خود (معادن طلا و نقره) را برای او بیرون میریزد و کلید هایش را به او می سپارد، او روش عادلانه در حکومت حق را به شما می نمایاندو کتاب خدا و سنت پیامبر "ص" را که تا آن روز متروک ماندند زنده می کند.

(نهج البلاغه خطبه 131)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم تیر 1389ساعت 18:13  توسط فرزند زهرا(س)  | 

شیوع ظلم و جور

یکی دیگر از علائم ظهور که بیش از سیصد روایت درباره آن نقل شده این است که ظلم سرتاسر جهان را فرا می گیرد و جوامع بشری از آتشی که ظالمین برافروخته اند به ستوه می آیند و بعد از فراگیر شدن ظلم و جور در همه نقاط (... بعد ما ملئت ظلما و جورا) آن مصلح و منجی حقیقی ظهور خواهد کرد و عدل و داد را بر روی زمین برقرار می نماید.

البته باید توجه داشته باشیم که معنای این روایت آن نیست که مردم ظالم و متجاوز خواهند شد، بلکه ظلم و جور جهان را فرا می گیرد. به عنوان مثال، یک نفر دیکتاتور مثل صدام یک ملت چند ملیونی را به خفقان  می شکد و یا چند نفر از سران حکومت های جهان خوار و استعمار گر یک قاره را با کشور های متعدد و صدها ملیون جمعیت، از لحاظ اقتصادی و نظامی تحت سلطه خود در می آورد و به عنوان دفاع از حقوق بشر و آزادی، هر نوع ظلم ستمی را بر آنها روا می دارد.

از سوی دیگر آحاد مردم در اثر کناره گیری از دین و بی خبری از احکام و دستورات الهی و نیز متابعت از غرایز سرکش و طغیانگر، نسبت به یکدیگر اجحاف نموده و حق دیگران را پایمال می نمایند.

این روند ظلم و ستم هم از ناحیه سردمداران خود کامه و دیکتاتور و هم از ناحیه آحاد جامعه در حال رشد و توسعه است و حتی احتمال تضاد و اصطکاک بین سران جهان خوار وجود دارد بر اثر آن چه بسا آتش جنگ جهانی مجدادا برافروخته شود.

رسول خدا"ص"۱ می فرماید: زمانی بر مردم خواهد آمد که صورت آنان صورت آدمی و دل های آنها دل های شیاطین است، همانند گرگهای درنده خون یکدیگر را می ریزند و از انجام کارهای بد، خودداری نمی کنند. پیروان خود را به شک و شبهه می کشانند و اگر با آنان سخن بگوید به آنها دروغ خواهد گفت و اگر از نزد آنها برود، غیبت و بدگوئی آنها را می کند، سنت واقعی پیامبر"ص" نزد اینها بدعت و بدعتهای خودشان را سنت رسول خدا می دانند و کسانی را که حلیم و بردبار هستند، خائن می گمارند و بر عکس خائن را حلیم و بردبار می شمارند صاحبان ایمان در بین آنها کوچک و حقیرند اما فاسق در نزد آنها صاحب شرف و عظمت. بچه های آنان پای از گلیم خود دراز نموده و باعث اذیت و آزار دیگران می شوند و رنان آن ها بی پروا و بی باک، با خوی و خبائث خود، نزدیکان و اهل خود را به رنج می آورد، پیران و سالخوردگان امر به معروف و نهی از منکر نمی کنند، پناه بردن به این مردم غیر از خواری و اعتماد نمودن به آنها غیر از ذلت چیز دیگری نیست در چنین زمانی خداوند باران و رحمت خود را قطع نموده و موقعی باران می فرستد که برای آنها سودی ندارد و نیز اشرار را بر آنها حاکم و امیر می ساز که مردم را به بدترین و رنج آورترین کارها می گمارند، بچه های آنها را می کشند و زنانشان را به بیگاری وادار می نمایند و در این هنگام نیکان دعا می کنند، اما مستجاب نمی شود.   

(برگرفته از کتاب دوازده گفتار درباره دوازدهمین حجت خدا"عج")

 ۱-(سفینه البحارج1ص556)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم تیر 1389ساعت 18:8  توسط فرزند زهرا(س)  | 

سفر کربلا و دیدن یار

او عالمی گرانقدر و دانشمندی فعال بود بیش از پانصد جلد کتاب نوشت و صدها دانشجوی دینی تربیت کرد و به جهان اسلام خدمت های شایانی نمود.

با این همه گرفتاری و اشتغالات علمی هر شب جمعه به کربلا می رفت و حضرت سید الشهدا "ع" را زیارت می کرد بطوریکه بعد از وفاتش او را در خواب دیدند فرمود: «اگر تالیف کتابها و زیارت امام حسین "ع" نبود فتواها مرا به هلاکت انداخته بود»

علامه حلی "ره" در یکی از شبهای جمعه که تنها و سوار بر مرکبش به سوی کربلا می رفت در بین راه عرب ناشناسی با او رفیق شد و سرگرم صحبت شدند، کم کم علامه متوجه شد که رفیقش مرد دانا و فاضلی است شروع کرد پرسیدن مسائل علمی و مطالب مشکل و از مرد ناشناس پاسخهای قانع کننده دریافت می کرد تا سخن به مسئله ای رسید :

علامه: فتوای من در این مسئله این است .

همسفر: اما رای من بر خلاف فتوای تو است .

علامه: من روایتی که بر مقصود شما دلالت کند ندیده ام .

همسفر: چرا روایت وارد شده در کتاب تهذیب شیخ طوسی(ره) صفحه فلان و سطر فلان حدیث نوشته شده بخوان و فتوایت را تغییر

علامه در حالی که شگفت زده شده بود و در باره همسفرش به شک افتاده بود، گفت:

مولای من سوال دیگری دارم و آن اینستکه :

در زمان غیبت کبری آیا مکن است کسی خدمت امام زمان "عج" برسد؟

در این هنگام بدن علامه از جلالت آن شخص بلرزه در آمد و تازیانه از دستش افتاد همسفر خم شد و تازیانه را برداشت و در دست علامه نهاد و فرمود: چگونه ممکن نیست و حال آنکه اکنون دستش در دست توست؟!

علامه ناگهان متوجه شد که در مقابل حجت خدا حضرت صاحب الامر "عج" قرار دارد خود را از مرکب بزیر افکند تا پای حضرت را ببوسد و بدین وسیله عرض ادب نماید ولی از هیبت و عظمت آن آقا بیهوش شد.

هنگامیکه به هوش آمد کسی را ندید شروع کرد به گریه و ناله و معذرت خواهی که :

مولای من ببخشید من سواره بودم و شما پیدا، اسائه ادب کردم.

آنگاه که سفر را به پایان رسانید و به منزل برگشت کتاب تهذیب را برداشت همانطوریکه امام "ع" بیان داشته بود روایت را در همان صفحه و سطر ملاحظه کرد و در فتوایش تجدید نظر نمود و در حاشیه کتاب نوشت : این روایتی است که ولی عصر "عج" بمن نشان داده است.

(الوقایع و الحوادث جلد 4 صفحه 10 نقل از قصص العلما)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم تیر 1389ساعت 17:58  توسط فرزند زهرا(س)  | 

موضوع امام مهدی "عج" و قیام و انقلاب جهانی او نه تنها در کتاب های شیعه بلکه در فرهنگ اعتقادی سایر فرقه های اسلامی نیز بیان گردیده و درباره آن به طور گسترده گفتگو شده است. آنان نیز به وجود و ظهور مهدی "عج" که از دودمان پاک پیامبر"ص" و از فرزندان حضرت فاطمه زهرا "س" است معتقدند برای آشکار شدن میزان باور اهل سنت به مهدی موعود "عج" باید به آثار دانشمندان بزرگ ایشان مراجعه کرد. بسیاری از مفسران سنی در کتاب های تفسیری خود تصریح کرده اند که بعضی از آیات قرآن به ظهور حضرت مهدی "عج" در آخر الزمان اشاره دارد مانند فخر رازی (التفسیر الکبیرج16ص40) و قرطبی (تفسیر القرطبی ج8ص121).

همچنین اکثر محدثان ایشان، احادیث مربوط به امام مهدی "عج" را در کتاب های خود آورده اند که در میان آنها، معتبرترین کتاب های اهل سنت وجود دارد مانند «صحاح سته» و مسند احمد بن حنبل پیشوای مذهب حنبلی.

بعضی دیگر از دانشمندان اهل سنت در گذشته و حال، کتاب هایی مستقل در موضوع امام مهدی "عج" نوشته اند مثل ابو نعیم اصفهانی در مجموعه الاربعین(چهل حدیث) و سیوطی در کتاب «العرف الوردی فی اخبار المهدی "عج"».

نکته قابل توجه اینکه، بعضی از علمای اهل سنت در مقام دفاع از عقیده مهدویت و رد منکران این عقیده، کتاب و مقاله نوشته اند و با بیانات علمی و شواهد روائی، جریان امام مهدی "عج" را از امور قطعی و غیر قابل انکار دانسته اند همچون «محمد صدیق مغربی» که در رد گفتار «ابن خلدون» کتابی نگاشته و به سخنی از او انتقاد کرده است.

اینها نمونه هایی از وضع اهل سنت دربرابر مسئله مهدویت است.

در پایان این بخش از میان صدها روایت، تنها دو روایت نقل می کنیم که در کتاب های مشهور و مورد اعتماد اهل سنت آمده است:

پیامبر اسلام "ص" فرمود:

                                 «اگر از (عمر) دنیا تنها یک روز مانده باشد حتما خداوند آن روز را طولانی کند تا آنکه مردی از خاندان مرا در آن برانگیزد که هم نام من است.»(سنن ابو داوودج2ح4282ص106)

و نیز آن حضرت فرمود :

                                «مردی از خاندان من قیام می کند که در انم و سیرت شبیه من است. او جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد همانگونه که از ظلم و ستم لبریز گشته باشد.»(معجم کبیرج10ح10229ص83)

( برگرفته از کتاب نگین آفرینش)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم تیر 1389ساعت 17:53  توسط فرزند زهرا(س)  | 

موعود گرایی در مسیحیت 

در ادامه این مبحث به موعود گرایی در دین مسیحیت خواهیم پرداخت و چند قسمت از متون مسیحیت که اشاره با موعود گرایی و آخر الزمان دارد را ارائه خواهیم داد وپیرامون آن ها سخن خواهیم گفت.

در بخشی از "نامه اول یوحنا" مطلبی می خوانیم تحت عنوان "هشدار درباره دجال" خوب نام "دجال" در عنوان این بخش از نامه بسیار قابل توجه است، که در ابتدا در همان تیتر این بخش، که در واقع نمایه کل مطلب است، ما با نامی مواجه می شویم که در متون ما یکی از علائم مهم ظهور است و وقتی ما مطلب را مورد مطالعه قرار می دهیم به مفاهیمی برمیخوریم که یوحنا پیروانش را یا به قول خودش فرزندانش را از آنها بیم داده و یا از انجام آنها پرهیز داده مثلا دو رویی و نفاق که در اینجا می خوانیم «...حتی الان نیز مخالفان مسیح همه جا دیده می شوند، و از همین متوجه می شویم که پایان دنیا نزدیک شده است. این مخالفین مسیح بین ما بودند، امام در واقع از ما نبودند، چه در غیر اینصورت نزد ما می ماندند. وقتی از ما جدا شدند، معلوم شد که اصلا از ما نبودند.»

این مفهوم نفاق که یوحنا فرزندانش یا همان پیروانش را از آن بیم داده یکی از علائم عمومی (غیر حتمی)ظهور است یا در همین بخش از نامه که در بالا آورده شد به مفهوم "پایان دنیا" اشاره شده که در متون اسلامی به آن "آخرالزمان" اطلاق شده، که در ادامه نامه متوجه می شویم پایان دنیا همان زمان ظهور مسیح"ع" است چه بسا که در پایان این بخش به صراحت از ظهور مسیح"ع"و روبرویی با او سخن گفته می شود، که البته به بحث ظهور مسیح"ع" همرا حضرت حجت"عج" در متون ما مورد توجه قرار گرفته است.

در قسمت دیگری از این بخش نامه یوحنا دجال را دروغگو معرفی می کند «...هر که بگوید عیسی همان مسیح نیست، دروغگوست؛ این همان دجال است،...» و این در حال است که ما نیز در متون خود دجال به عنوان یک مروج باطل و کسی که مردم با هیچ . پوچ به سمت خود می کشاند معرفی می کنیم.

و در نهایت در قسمت پایانی این بخش با این مطلب روبرو می شویم «بلی فرزندان من بکوشید تا با مسیح رابطه ای صمیمی داشته باشید، تا به هنگام بازگشت او بتوانیم با اطمینان او را استقبال کنیم، نه با ترس و خجالت.» 

همانطور که در بالا اشاره نمودم در این قسمت یوحنا ستقیما اشاره به بازگشت مسیح می کند که ما نیز در متون ارزشمندمان از این مطب با خبر شده ایم و چه بسا فرتر از این مطلب را دیده و خوانده ایم که حضرت حجت "عج" حضرت مسیح "ع" را به فرماندهی سپاهی به جنگ می فرستند.

از این دست مشترکات بین موعود گرایی در اسلام و مسیح کم نیست که ما مختصری از آن در مجال اشاره کردیم و به یاری حضرت حق در نوبه های بعدی مفصل تر به آن خواهیم پرداخت. 

                                     

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم تیر 1389ساعت 17:43  توسط فرزند زهرا(س)  | 
 

غزل بهار

آه می کشم تو را با تمام انتظار

پر شکوفه کن مرا ای کرامت بهار

در رهت به انتظار صف به صف نشسته اند

کاروانی از شهید کاروانی از بهار

ای بهار مهربان در مسیر کاروان

گل بپاش و گل بپاش گل بکار و گل بکار

بر سرم نمی کشی دست مهر اگر مکش

تشنه محبت اند لاله های داغدار

دسته دسته گم شدند سهره های بی نشان

تشنه تشنه سوختند نخل های روزه دار

می رسد بهار و من بی شکوفه ام هنوز

آفتاب من بتاب مهربان من ببار

(از نخلستان تا خیابان مجموعه شعر علی رضا قزوه )

 «درصورت تمایل به درج دلنوشته هایتان در این پست مطلبتان را به آدرس ذیل ارسال نمایید» yaser132mousavi@gmail.com                                                                             

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم تیر 1389ساعت 17:24  توسط فرزند زهرا(س)  |